تازیانه ها
نوشته شده توسط : حسین

  بانام خدایی که داریوش را شاه کرد.   

     ((دو قرن سکوت)) را جناب آقای زرین کوب در با ره نابودی و خاموشی ایران وایرانی در دو سده ی نخستین هجوم تازیان نوشته است.این نوشته ی ارزشمند به ما گوشزد می کند که ایران باستان پیوسته ،پوینده ودرخشان و در بلندای دانش وتوان  وزیبایی بوده ودر آن دو سده (آغاز چیرگی تازیان) خاموش بوده ایم و نتوانسته ایم خودرا بیابیم وبه دیگران بنمایانیم.

      در پاسخ آقای زرین کوب،کسی به نام آقای( پور پیرار) کتابی با نام "دوازده قرن سکوت" را نوشته ودر آن کوشیده که بگوید ایران باستان کشوری بی تمدن و پست بوده وبا آمدن تازیان ما آدم شده ایم!!!

      او در نوشته ی خود نشانه هایی نیز یاد کرده تا بر گفته ی خود پای بفشرد.برای نمونه نوشته است:سکه های هخامنشی واشکانی وساسانی گرد نیستند!!!و نشانه هایی دیگر که همه از این دست هستند.

     اکنون بیندیشیم که گرد نبودن سکه ها چه پیوندی با پستی وبی دانشی مردم یک کشور دارد؟تازه آنان خود سکه را برای نخستین بار درست کردند و به دیگران هم یاد دادند وبرای نزدیک به پنجاه کشور (سه قاره اروپا وآسیا وآفریقا)سکه می ساختند. 

      مُهر هایی که از داریوش بزرگ ودیکر شاهان هخامنشی یافت شده به گونه ای زیبا وهنری وریز هستند که اکنون نیز شاید با دشواری بتوان مانند آن ها را ساخت. سنگ هایی که در پارسه وپاسارگاد تراشیده شده،چاه نفتی که در زمین های داریوش بزرگ بوده وهرودوت نوشته ایرانیان  از این چاه چیزی سیاه رنگ(نفت)بیرون می آوردند واز آن سه فرآورده جدا می کردند،سد های بزرگی که هخامنشیان بر روی رود کارون و رود کور (کورش) ساخته بودند، بانک های بزرگی که در هنگام فرمان روایی هخامنشیان در شهر بابل وشهرهای دیگر بودو به مردم وام می داد،جام های زرین وهنرمندانه ای که از آنان یافت شده،کاریز های چند صد کیلومتری که از آنان به جامانده وهنوز هم آب فراوان دارندوبسیار بسیار کارهای باارزش دیگر که کسی را توان شمردنشان نیست ،پس این همه چیستند که آقای پورپیرار این گونه سخن می راند؟!    ما باید بسیار نابینا باشیم که این ها رانبینیم.این ها اگر نشانه ی برتری ودانش نیستند،پس نشانه ی چیستند؟!

     این آقای پورپیرار همان است که پیش از این هم جستاری در باره سعدی نوشته بود و در آن سعدی را دروغ گو دانسته بود وگفته بود که سعدی هرگز جهانگرد نبوده است وآنچه در باره سفرهای بیست ساله اش نوشته همه دروغ است.

     اینک برخی برآنند که آقای پورپیرار با این سخنان می خواهد نگاه ایرانیان ودیگران  را به سوی ایران باستان بکشد تا همه به زیبایی وبزرگی آنها پی ببرند و این کار را به بهای نابودی خودش می کند چون مردم با این سخنان او را دشمن خویش خواهند پنداشت اما برخی دیگر نیز می گویند او این سخنانرا از ته دل می گوید وبراستی دشمن باستان و ریشه ی خویش است.

      به هر روی همه ی گفتارها ونوشته های تاریخی هر گونه که باشند،نمیتوانند مانند دانش باستان شناسی پرده از چهره ی گذشته بردارند.اگر ما یافته های باستانی را خوب نگاه داریم دانش باستان شناسی کم کم همه چیز را آشکار خواهد کرد و به میدان داری تاریخ نویسانی چون هرودوت و...وخویش دشمنانی چون آقای پورپیرار و...پایان خواهد داد.





:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 56
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
تاریخ انتشار : شنبه 30 بهمن 1389 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: